الميرزا القمي

162

جامع الشتات ( فارسي )

محسوب مىدارد يا نه ؟ پس جواب آن از مسأله‌اى كه قدرى پيش از اين مذكور شد ، معلوم مىشود . 329 : سؤال : هرگاه در قريه‌اى فقرا ومساكين باشند ، آيا جايز است كه زكات را به غيرى بدهند كه بيرون ببرد يا نه ؟ وهرگاه به آن فقير دادند ، آيا برئ الذمة مىشوند يا نه ؟ جواب : با وجود بودن فقير در بلد ، بر غريب دادن جايز است ، اما أفضل اين است كه أهل بلد را مقدم دارند ، بلى اگر با وجود فقرا ، زكات را به بلد ديگر بفرستد كه به فقراى آن بلد بدهند ، در آن وقت اگر تلف شود ، ضامن است واما هرگاه تلف نشود وبه دست فقير برسد برئ الذمة مىشود . 330 - سؤال : نصاب شتر به چه نحو مىشود ؟ جواب : شتر ، دوازده نصاب دارد : أول پنج شتر ، در آن يك گوسفند بايد داد . دوم ، ده شتر ، در آن دو گوسفند بايد داد . سوم ، پانزده شتر ودر آن سه گوسفند بايد داد . چهارم ، بيست شتر ودر آن چهار گوسفند بايد داد . پنجم ، بيست وپنج شتر است ودر آن پنج گوسفند بايد داد . ششم ، بيست وشش شتر است ودر آن يك شتر مادة يك سأله پا در دو بايد داد ، واما اگر مادة ندارد ، نر دو سأله پا در سه بدهد . هفتم سى وشش شتر است ودر آن شتر مادة دو سأله پا در سه بدهد . هشتم ، چهل وشش شتر است در آن شتر مادة سه سأله پا در چهار بدهد . نهم ، شصت ويك است در آن شتر مادة چهار سأله پا در پنج بدهد . دهم ، هفتاد وشش است ودر آن دو شتر مادة دو سأله پا در سه مىدهد . يازدهم ، نود ويك است ودر آن ، دو شتر مادة سه سأله پا در چهار سال است . دوازدهم ، صد وبيست ويك است وهر چه زياد شود ، در هر پنجاه شتر ، يك شتر مادة سه سأله پا در چهار و [ يا ] در هر چهل شتر ، يك مادة دو سأله مىدهد . وأحوط بلكه اظهر اين است كه در اينجا مراعاة فقير را منظور داشته باشد ، مثل اين كه در صد وبيست ويك ، ملاحظه چهل را بكند به جهت اين كه سه چهل دارد ودو پنجاه ودر صد وپنجاه ملاحظه پنجاه را بكند كه سه پنجاه دارد واگر ملاحظه چهل را بكند سى